طرح دعوا و چگونگی اثبات آن مسئله ای بسیار مهم است که نیازمند وکیلی کار گشته می باشد جهت رزرو وقت مشاوره خود با شماره ۰۹۱۲۸۳۹۴۴۸۳ تماس حاصل فرمائید .
آدرس ما : تهران _ خیابان انقلاب _ نرسیده به میدان فردوسی _ کوچه نیائی _ پلاک ۷/۱ _ دفتر وکالت
مسیر از راه حمل و نقل عمومی : شما با استفاده از ایستگاه مترو ی فردوسی میتوانید آسان تر به دفتر وکالت ما تشریف بیاورید .
به نام خدا
طرح دعوا و چگونگی اثبات آن :
دعوا در مقررات ایران در مفاهیم متفاوتی به کار رفته است. از سوی دیگر، دعوا ممکن است منتقل یا زایل شود مفاهیم مزبورنیز انتقال و زوال دعوا در این فصل، پیاپی بررسی میشود .
دعوا در لغت به معنای ادعا کردن خواستن ادعا، نزاع و دادخواهی آمده است.
در حقوق ایران تعاریف مختلفی از دعوا ارائه شده است. ارائه ی تعریف دقیقی از دعوا و تشخیص مفهوم ،آن بی شک در تجزیه و تحلیل مقرّرات قانونی، اهمیت بنیادین دارد.
مفهوم دعوا :
مفهوم اخص دعوا در این مفهوم دعوا توانایی قانونی مدعی حق تضییع یا انکار شده در مراجعه به مراجع صالح در جهت به قضاوت گذاردن وارد بودن یا نبودن ادعا و ترتب آثار قانونی مربوط است برای طرف مقابل، دعوا توانایی مقابله با آن است .
در حقیقت چنانچه حقوق اصلی اشخاص که در قوانین تعیین کننده (برای نمونه، حق مالکیت در قانون مدنی پیش بینی گردیده به ادعای آنها تضییع شده و یا مورد انکار قرار گیرد)،
برای صاحب آن حقوق توانی (حقی) قانونی به وجود می آید که با مراجعه به مراجع صالح، وجود آن حق و همچنین تضییع یا انکار آن را، به قضاوت گذارده و ترتب آثــار مربوط را درخواست نماید .

۱. ماهیت دعوا از منظر حقوقی
تعریف:
ماهیت دعوا به مفهوم نوع، ساختار و محتوای حقوقی یک دعوا اشاره دارد. در واقع، پاسخ به این سوال است که:
«این دعوا درباره چیست؟ چه رابطه حقوقیای در آن مورد اختلاف است؟ خواسته چیست و چه ماهیتی دارد؟»
نکات کلیدی درباره ماهیت دعوا:
-
دعوا ممکن است مالی یا غیرمالی باشد:
-
دعوای مالی: مثل مطالبه وجه، الزام به پرداخت پول، تحویل مال.
-
دعوای غیرمالی: مثل الزام به تنظیم سند رسمی، طلاق، حضانت.
-
-
دعوا ممکن است عینی یا شخصی باشد:
-
دعوای عینی: ناظر بر مال یا حق عینی خاص است (مثل مالکیت ملک).
-
دعوای شخصی: ناشی از رابطهی بین اشخاص (مثل مطالبه وجه ناشی از قرارداد).
-
-
ماهیت دعوا تعیینکننده بسیاری از مسائل مهم است، از جمله:
-
میزان هزینه دادرسی
-
نوع دادگاه صالح
-
قابلیت تجدیدنظر یا فرجامخواهی
-
بار اثبات و نوع ادله لازم
-
مثال:
فرض کن شخص “الف” از “ب” بابت نپرداختن مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان ناشی از قرارداد، شکایت میکند.
ماهیت دعوا: مالی، شخصی، ناشی از قرارداد.
۲. پیشینه دعوا از منظر حقوقی
تعریف:
پیشینه دعوا به معنی سابقه قضایی و حقوقی موضوع دعوا در گذشته است. بررسی میشود که:
«آیا در مورد این دعوا یا خواسته، قبلاً رسیدگی شده است؟ حکمی صادر شده؟ یا دعوای مشابهی مطرح شده؟»
کاربردها و اهمیت پیشینه دعوا:
-
جلوگیری از طرح دعوای تکراری
-
اگر موضوع و اصحاب دعوا با پرونده قبلی یکی باشد، دعوای جدید رد میشود (بر اساس اصل اعتبار امر مختوم یا قاعدهی “سبق رسیدگی”).
-
-
تشخیص صلاحیت دادگاه
-
اگر دادگاه دیگری قبلاً در همین موضوع رسیدگی کرده باشد، ممکن است ادامه رسیدگی به همان دادگاه ارجاع شود.
-
-
ارزیابی اعتبار دعوا
-
بررسی میشود که آیا حکم قطعی یا غیرقطعی قبلی وجود دارد یا نه، و آیا خواهان پیشتر آن را اجرا کرده یا از آن عدول کرده است.
-
ابزار بررسی پیشینه دعوا:
-
سامانه ثنا و عدل ایران
-
دفتر ثبت دادخواستها در دادگاهها
-
محتویات سابق پروندهها (در صورت وجود کلاسه)
مثال:
شخصی دعوایی با موضوع مطالبه خسارت ناشی از تصادف مطرح میکند، در حالی که همان شخص قبلاً از همان خوانده بابت همان حادثه مطالبه خسارت کرده و حکم قطعی گرفته است.
پیشینه دعوا نشان میدهد که دعوای جدید تکراری است و باید رد شود.
بنابراین دعاوی خصوصی و رسیدگی به دعوا در اصول ۱۶۵ و ۱۶۷ قانون اساسی را نیز دعواه در مواد ۱۸ و ۱۱۶۳ قانون مدنی در این معنا به کار گرفته شده است.
دعوا در شمار زیادی از مواد ق. ج. نیز به همین مفهوم میباشد؛ از آن جمله میتوان به مواد ۲، ۱۱، ۱۵ ، ۱۷ و … قانون مزبور اشاره نمود.
بنابراین، طرح دعوا و چگونگی اثبات آن در این مفهوم در صورتی ایجاد می شود که دو شرط حاصل باشد:
نخست اینکه حقی قانونی و مشروع در عمل و یا بنا بر ادعا وجود داشته باشد دوم اینکه حق مزبور در عمل یا بنا بر ادعا، مورد تجاوز یا شخص حقیقی، ولو تحت قیمومت و انکار واقع شده باشد.
در نتیجه هر یک از اشخاص حقوقی می توانند صاحب دعوا گردند حتى جنین .
طرح دعوا و چگونگی اثبات آن در این مفهوم با ماهیت حق مورد ادعا اشتباه نمی شود و تمایز آنها، با توجه بــه تعریف ارائه شده، روشن است.
در حقیقت حق اصلی مورد ادعا از دعوا، یعنی توانایی مراجعه به مراجع قضایی برای احقاق ،آن در صورت تضییع، متمایز و قابل تفکیک است .
مانند : اینکه حق مالکیت شخصی بر ملک او با غصب ،ملک تضییع شده باشد که در این صورت برای او توانایی قانونی مراجعه به دادگاه برای خلع ید از غاصب» یا «دعوای مالکیت به وجود می آید؛ پس حق مالکیت از دعوای مالکیت قابل تفکیک است.
اما در عین حال على الاصول بین مفهوم دعوا و حق اصلی نوعی ارتباط وجود دارد، به گونه ای که خصوصیات این حق در دعوا منعکس میشود؛ ارتباطی که مبنای دسته بندی ستی دعاوی به منقول و غیرمنقول عینی و شخصی عمومی و خصوصی و… را تشکیل می دهد .
طرح دعوا و چگونگی اثبات آن در ترکیب اقامه ی دعوا در همین مفهوم به کار میرود که در واقع به کارگیری توان قانونی مزبور است؛ ترکیبی که از جمله در مواد ۱۱ ،۱۵ ۱۹، ۴۹، ۸۴، ۱۰۹ ، بند (ج) ماده ۱۰۷ در ترکیب قرار «سقوط ( دعوا»، ماده ۱۴۱ و… ق. ج. به کار رفته است.
مفهوم اعم دعوا در این مفهوم دعوا در بعضی مقررات به مفهوم منازعه و اختلافی آمده است که در مرجع قضاوتی مطرح گردیده و تحت رسیدگی بوده یا می باشد .
بنابراین، دعوا بدین ،مفهوم زمانی ایجاد میشود که دعوا در معنای نخست (مفهوم اخص)، به وجود آمده و دارنده آن را اعمال نموده و در معرض رسیدگی مرجع قضاوتی قرار داده است .
مفهوم طرح دعوا و چگونگی اثبات آن، انتقال و زوال آن :
نیز مواد ۴۴، ۵۲، ۵۷ ، بند (ب) ماده ۱۰۷ و سایر موادی که در آن ترکیب اصحاب دعوا یا طرفین دعوا به کار رفته و همچنین ماده ۳۶۹ بدین مفهوم آمده است.
سوم – دعوا، در بعضی موارد به معنای ادعا به کار می رود که البته منظور ادعایی است که در مرجع قضایی مطرح نشده و یا ادعایی است که در خلال رسیدگی به دعوا، به عنوان امری تبعی مطرح میگردد؛ !
دعاوی در این قسمت از ما ماده ۱۴۲ ق. ج. می دارد: … دعاوی تهاتر ،صلح ،فسخ رد خواسته و امثال آن که برای دفاع اظهار میشود…. در همین معنا به کار رفته است.
که مقرر تعاریف ارائه شده و تمایز مفهوم آنها در مواد مختلف قانونی، به ترتیبی که گفته شد، در امور کیفری نیز تا حدود زیادی میتواند مورد عنایت قرار گیرد.
اما با این تفاوت که در امور کیفری، حق اصلی مورد تجاوز یا انکار حقی عمومی و متعلق به کل جامعه است و ضمانت اجرای کیفری نشانه و مبین آن است.
این دعوا که با توجه به خصوصیت حق اصلی مورد ادعا دعوای عمومی است علی الاصول توسط دادستان (مدعی العموم) به عنوان نماینده ی اجتماع اقامه می شود .
فایده ی تمایز بین دعوای عمومی و خصوصی از جمله در این است که دعوای خصوصی از طرف صاحب آن قابل انتقال قابل صلح قابل استرداد و قابل ارجاع به داوری است؛

در حالی که دعوای عمومی از سوی دادسرا به این علت که صاحب آن نبوده بلکه از صاحب آن اجتماع نمایندگی دارد علی الاصول غیر قابل انتقال غیر قابل صلح، غیر قابل استرداد بوده و قابل ارجاع به داوری نمی باشد .
بنابر آنچه گذشت، با اعمال دعوا به مفهوم اخص یا اقامه ی آن، دعوا به مفهوم اعم ایجاد میشود .
انتقال و زوال دعوا
انتقال دعوا :
دعاوی به مفهوم اخص بین اشخاص در طول حیات آنها به طور ارادی، به موجب عقود معین و غیر معین همراه با حق اصلی، قابل انتقال است و پس از مرگ آنها، قهراً، همراه با حق اصلی مربوط به وراث منتقل می شود.
در نتیجه اگر مالک ملکی نسبت به ملک هم جوار ادعای حق المجرا داشته باشد و در همین حال ملک خــود را به فروش برساند و یا فوت نماید،
چون حق اصلی ادعایی (حق المجرا)، حسب مورد، به خریدار یا وراث منتقل شده، دعوای حق المجرا، که تضمین کننده ی حق اصلی مزبور است نیز به آنها منتقل میشود .
با انتقال حق اصلی، على الاصول، همواره دعوا نیز منتقل میشود.
اما در مواردی که حق اصلی دارای خصوصیتی منحصراً شخصی است نه تنها به موجب عقود قابل انتقال نمی باشد، با فوت ذی حق نیز به وراث منتقل نمی گردد و نتیجتاً انتقال دعوای مربوط نیز منتفی می باشد؛
دعوای طلاق و تمکین از این جمله اند؛ در این قبیل دعاوی با فوت صاحب حق، دعوا نیز زایل می شود .
زوال دعوا :
زوال دعوا به مفهوم ،اخص، معمولاً نتیجه ی حکم قطعی است که اختلاف را فصل می نماید.
در حقیقت هر حقی که در عمل یا بنابر ادعا، مورد تضییع یا انکار قرار گیرد دارنده ی آن حق مراجعه به مراجع صالح را پیدا می نماید.
این حق با اعمال آن اقامه ی دعوا، چنانچه به صدور حکم قطعی منتهی شود زایل می شود؛ این طبیعی ترین طریق زوال دعوا به معنای اخص است .
در عین حال در شمار دیگری از موارد دعوا به گونه های دیگری زایل می شود.
در حقیقت، زوال دعوا ممکن است پیامد زوال حق اصلی باشد؛ زیرا آثار زوال حق اصلی بر دعوا (به) مفهوم (اخص ) نیز مترتب میشود.
بنابراین در مواردی که حق اصلی زایل می شود، دعوا نیز زایل میشود زوال حق نیز ممکن است ارادی باشد؛ مانند اینکه صاحب حق از امتیازی که دارد به طور ارادی بگذرد؛ …. داین از حق خود به اختیار صرف نظر اوست با ادای حق موجب سقوط آن گردد.
زوال حق ممکن است قهری و بدون اراده ی صاحب حق صورت گیرد.
برای مثال :
چنانچه به علتی صفت دارنده ی حق و شخصی که حق علیه اوست در شخص واحد جمع شود حق زایل می شود .
بنابراین چنانچه پدری از فرزند خود طلبکار باشد با فوت پدر، چون صفت داین و مدیون در فرزند جمع شده است، حق پدر، به همان نسبت که فرزند از او ارث میبرد زایل میگردد.
در حقیقت در اینجا فرزند، مالک مافی الذمــه ی خود گردیده است (ماده ۳۰۰ ق. م.) فوت دارنده ی حق و یا طرف مقابل، على الاصول، موجب زوال حق نمی شود،
اما در موارد استثنایی با فوت هر یک از آنان، حق و بنابراین دعوا به مفهوم اخص زایل می شود که از آن جمله میتوان به حق تمکین و حق طلاق اشاره نمود .
مفهوم دعوا، انتقال و زوال آن :
زوال دعوا، اگرچه علی الاصول، از آثار حکم و زوال حق است، اما ممکن است ناشی از صرف نظر کردن خواهان از دعوا باشد که در این صورت قرار سقوط دعوا صادر میشود .
دعوا به مفهوم اعم نیز با استرداد دعوا زایل می شود اما این زوال به خودی خود موجب زوال دعوا به مفهوم اخص نمی گردد .

شرایط اقامه ی دعوا :
دعوا به مفهوم اخص یعنی حق مراجعه به مراجع صالح به منظور احقاق حق ماهوی تضییع شده برای هر شخص بالغ یا نابالغ عاقل یا مجنون، حقیقی یا حقوقی به وجود می آید.
در عین حال، برای اقامه ی دعوا یعنی اجرای حق مزبور، شرایطی لازم است که اگر وجود نداشته باشد موجب میشود که اگرچه پرونده به دادگاه رفته و مورد بررسی دادگاه قرار گیرد .
اما دادگاه نتواند به ماهیت دعوا یعنی بررسی موجود بودن یا نبودن حق اصلی مورد ادعا و تضییع یا انکار آن و ترتب آثار قانونی مربوط در قالب حکم، رسیدگی کند؛
نتیجه ی چنین حالتی علی الاصول صدور قرار رد یا عدم استماع دعواست مانند اینکه خواهان، ذی نفع نمیباشد .
اقامه ی دعوا در صورت وجود شرایط مورد اشاره، دادگاه را مکلف به رسیدگی ماهوی می کند .
اما در عین حال حتی با وجود و احراز این شرایط دادگاه پس از رسیدگی ممکن است وجود حق ادعایی را احراز ننماید و خواهان را در ماهیت، محکوم به بی حقی کند .
شرایط اقامه ی دعوا را می توان به نفع سمت و اهلیت خلاصه نمود. در عین حال شرایط دیگری نیز برای اقامه ی دعوا میتوان قایل گردید که مورد بررسی قرار میگیرد .
نفع و خصوصیات آن، سمت برای اقامه ی دعوا نمایندگی و قائم مقامی در دعوا مبحث چهارم به ترتیب بررسی میشود.
ADL724.COM
DAD724.COM
VAKIL724.COM
و اهلیت برای اقامه دعوا در مبحثهای نخست تا سوم و سایر شرایط اقامه ی دعوا درتقدیم دادخواست به نظر ما از شرایط اقامه ی دعوا شمرده نمی شود بلکه از شرایط لازم برای شروع رسیدگی دادگاه به دعواست تا بررسی نماید.
که از جمله آیا شرایط اقامه ی دعوا وجود دارد یا ندارد در حقیقت به صراحت ماده ۴۸ ق. ج. شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست میباشد ….. بنابراین چنانچه دادخواست تقدیم نشود پرونده برای رسیدگی به دادگاه نمیرود .
و در نتیجه نه تنها رسیدگی ماهوی غیرممکن می شود، بلکه حتی رسیدگی به موجود بودن یا نبودن شرایط اقامه ی دعوا نیز غیر ممکن شده و نوبت به صدور قرار رد دعوا و یا عدم استماع دعوا نیز نمی رسد .
نفع و ویژگیهای آن :
یکی از شرایط اقامه ی دعوا ذی نفعی خواهان است بدین معنا که در صورت صدور حکم علیه خوانده، نفعی نصیب خواهان خواهد شده نفع، در عین حال باید دارای ویژگی هایی باشد که نبودن هر یک اثبات وجود نفع را با مشکل روبه رو می نماید. ابتدا ویژگی های آن بررسی میشود.
مفهوم نفع
نفع به مفهوم سود منفعت بهره و مقابل زیان و ضرر آمده است .
شخصی که اقامه ی دعوا مینماید باید توجیه کند که اگر دعوای اقامه شده، به صدور حکم علیه خوانده بینجامد، قابلیت این را دارد که سودی به او برساند.
قاعده ی قدیمی معروف فرانسوی « نفع مقیاس دعاوی است و هر جا نفع نیست، دعوا هم نیست»، مبین این معناست که مقرر می دارد: هیچ دادگاهی ، (۲) ماده ۲ ق. ج. صریح بر این شرط است. نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذی نفع… رسیدگی به دعوا را… درخواست نموده باشند لزوم وجود نفع به اندازه ای روشن است .
که توجیه طولانی آن را غیر ضروری مینماید نفع به هر اندازه ای که وجود داشته باشد کافی است و می تواند مادی یا معنوی باشد .
در بررسی وجود این شرط یعنی نفع خواهان باید این امر مورد توجه قرار گیرد که آیا اگر حق اصلی یا ماهوی ،ادعایی علیه خوانده اثبات شود، سودی عاید خواهان خواهد گردید؟
برای مثال :
دادگاه در دعوای اعلام بی اعتباری وصیت نامه، در مقام بررسی شرط ذی نفع بودن خواهان، باید و کافی است احراز نماید .
که در صورت صدور حکم بی اعتباری وصیت نامه سودی نصیب خواهان خواهد شد ،بنابراین، دادگاه در تشخیص ذی نفعی خواهان به موجود بودن یا نبودن حق اصلی اعتبار یا بی اعتباری وصیت نامه نباید عنایت نماید .
جهت رزرو وقت مشاوره خود با وکلای ما با شماره های زیر تماس بگیرید :
۱۲۱ ۶۱ ۶۱ 0912
۸۳ 944 ۸۳ 0912
۲ ۲۳۰ ۲۳۰ 0912
چه در این صورت دو امر اساسی و متمایز، یعنی ذی نفعی خواهان و وجود حق اصلی ذی حقی خواهان آمیخته میشود .
در حقیقت بررسی وجود حق اصلی اصل موضوع اعتبار یا بی اعتباری وصیت نامه در زمانی باید شروع شود که دادگاه شرایط اقامه ی دعوا از جمله ذی نفعی خواهان را احراز نموده .
وارد رسیدگی ماهیتی برای صدور حکم له یا علیه خواهان میشود .
در نتیجه چنانچه ذی نفعی خواهان یا سایر شرایط اقامه ی دعوا موجود نباشد، حسب مورد قرار رد یا عدم استماع دعوا صادر می شود؛
اما در صورتی که دادگاه این شرایط را احراز نمود رسیدگی در خصوص وجود حق اصلی رسیدگی ماهوی آغاز میشود .
و چنانچه حق اصلی احراز شود وصیت نامه بی اعتبار باشد، حکم به نفع خواهان و در غیر این صورت حکم علیه وی صادر می شود.
پس ممکن و در عمل بسیار شایع است که دادگاه علی رغم اینکه ذی نفعی خواهان و سایر شرایط اقامه ی طرح دعوا و چگونگی اثبات آن را احراز نموده و اقدام به رسیدگی ماهوی کرده است،
خواهان را در حکمی که صادر میکند به علت عدم احراز حق ،اصلی محکوم نماید.
قانونگذار نیز به تفاوت بین ذی نفعی و ذی حقی عنایت داشته است مقایسه ی واژه ی «ذیحق» در مواد ۶۲ (بند (۳) و ۲۰۲ از یک سو با واژه ی ذی نفع در مواد ۲ ، ۸۴ بند ۱۰)، ۱۰۵، ۱۴۹ و… ق. ج، از سوی دیگر نیز مبین تفاوت و عنایت مزبور است .
نفع در هر حال باید دارای ویژگیهایی باشد که اگرچه در قانون به صراحت پیش بینی نشده اما میتوان گفت که در صورت نبودن هریک (وجود) نفع یا «ذی نفعی خواهان» به شدت مورد تردید قرار میگیرد به گونه ای که نفع، قابل احراز نخواهد بود .
ویژگیهای نفع
شخص در صورتی ذی نفع در دعوا شمرده میشود که نفع ادعا شده دارای ویژگی هایی باشد در حقیقت نفع باید حقوقی و مشروع، به وجود جود آمده مستقیم باشد.
و باقی، شخصی وحقوقی و مشروع باشد .
نفع مورد ادعا باید مشروع قانوناً حمایت شده باشد؛ به عبارت دیگر نفع باید مشروع یعنی مورد حمایت قانونگذار قرار گرفته باشد.
بنابراین برای نمونه اگر مردی در حادثه رانندگی فوت شود و زنی علیه مالک خودرو اقامه ی دعوا کند و ادعا نماید که با متوفا بی آنکه رابطه ی زوجیت شرعی بین آنها باشد زندگی می کرده و ماله قرار رد دعوا صادری از دو مرد را بنماید، چون زن ذی نفع زندگی نمی شود،
دادگاه قرار رد دعوا صادر میکند و در نتیجه به ماهیت طرح دعوا و چگونگی اثبات آن یعنی مقصر بودند راننده ی خودرو رسیدگی نمی شود.
آدرس ما : تهران _ خیابان انقلاب _ نرسیده به میدان فردوسی _ کوچه نیائی _ پلاک ۷/۱ _ دفتر وکالت
مسیر از راه حمل و نقل عمومی : شما با استفاده از ایستگاه مترو ی فردوسی میتوانید آسان تر به دفتر وکالت ما تشریف بیاورید .
البته دیوان عالی کشور ایران و برخی دادگاه ها، رامش هایی در این مورد مشخص از خود نشان داده و برای نمونه مادر «طبیعی» طفل را در دعوایی که علیه پدر «طبیعی» طفل به خواسته ی گرفتن شناسنامه، برای طفل ناشی از کند ذی نفع میدانند زنا اقامه می کند .
جهت رزرو وقت مشاوره خود با وکلای ما با شماره های زیر تماس بگیرید :
۱۲۱ ۶۱ ۶۱ 0912
۸۳ 944 ۸۳ 0912
۲ ۲۳۰ ۲۳۰ 0912
به وجود آمده و باقی باشد: نفع باید به وجود آمده باشد. پس چنانچه وجود نفع برای خواهان منوط به وجود شرط یا معلق به وقوع امری باشد، خواهان نمی تواند ذی نفعی خود را توجیه نماید.
بنابراین اگر ملک شخص زنده ای، مورد غصب قرار گرفته، فرزند مالک ملک نمی تواند در دعوای خلع یدی که احتمالاً اقامه می نماید، ذی نفعی خود را با تمسک به این امر که هر گاه پدر او فوت شود .
از صدور حکم خلع ید منتفع خواهد گردید، توجیه نماید زیرا نفع او منوط به این است که بعد از پدر، فوت نماید و در زمان فوت پدر هنوز مالک ملک باشد .
نفع باید باقی باشد.
شرح کامل قرار اِذْنِ اِطْلَاق (قرار اِناطه) در حقوق ایران
۱. تعریف قرار اناطه
قرار اناطه (یا اذن اطلاق) یک تصمیم قضایی است که به موجب آن دادگاه رسیدگی به پرونده را موقتاً متوقف میکند تا نتیجه یک پرونده مرتبط دیگر که تأثیر مستقیم بر موضوع دارد، مشخص شود.
۲. موارد اعمال قرار اناطه
این قرار معمولاً در موارد زیر صادر میشود:
-
هنگامی که تصمیم در پرونده دیگری میتواند تأثیر قطعی بر پرونده جاری داشته باشد
-
وقتی که احراز یک امر حقوقی در پرونده دیگری در حال بررسی است
-
در مواردی که اتهامات مرتبط در چند پرونده مختلف مطرح شده است
۳. مبانی قانونی
مبنای این قرار در مواد ۱۰۷ و ۱۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی و مواد ۲۹۵ و ۲۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری پیش بینی شده است.
۴. شرایط صدور قرار اناطه
برای صدور این قرار باید شرایط زیر وجود داشته باشد:
-
ارتباط مستقیم بین دو پرونده
-
تأثیر قطعی تصمیم یک پرونده بر پرونده دیگر
-
ضرورت توقف رسیدگی تا حصول نتیجه در پرونده مرتبط
۵. آثار حقوقی قرار اناطه
-
تعلیق موقت رسیدگی به پرونده
-
عدم خاتمه پرونده
-
امکان تجدید نظرخواهی از این قرار
۶. نمونه موارد عملی
-
توقف رسیدگی به دعوای فسخ قرارداد تا تعیین تکلیف دعوای بطلان قرارداد
-
تعلیق رسیدگی به دعوای مالی تا مشخص شدن نتیجه پرونده ورشکستگی
-
توقف رسیدگی کیفری تا اتمام رسیدگی به دعوای حقوقی مرتبط
۸. نحوه اعتراض به قرار
طرفین میتوانند ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ، به این قرار اعتراض کنند.
۹. مدت اعتبار
این قرار موقت است و پس از تعیین تکلیف پرونده مرتبط، رسیدگی به پرونده اصلی ادامه مییابد.
۱۰. نمونه متن قرار
“با توجه به ارتباط موضوعی این پرونده با پرونده شماره […] در حال رسیدگی در […] و تأثیر قطعی تصمیم آن پرونده بر این دعوا، قرار اناطه صادر و رسیدگی موقتاً متوقف میگردد.”
این قرار یکی از ابزارهای مهم قضایی برای جلوگیری از صدور آرای متناقض و حفظ انسجام نظام دادرسی است.

بنابراین چنانچه شخصی ملک خود را اجاره دهد و سپس بفروشد، دیگر نمیتواند علیه مستأجر دعوای تخلیه اقامه کند.
شخصی و مستقیم باشد : شخص در صورتی میتواند اقامه ی دعوا نماید که در صورت احراز حق اصلی مورد ادعا نفعی شخصی و مستقیم نصیب او شود .
داشتن «سمت» در مواردی که شخصی به نمایندگی از دیگری اقامه ی دعوا می نماید، از شرایط اقامه ی دعوا میباشد .
« با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید ، نظرات و سوالات خود را با ما به اشتراک بگذارید » .
